۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

این غریو و‌های و هوی و غرش و غوغا از کجا می‌‌آید دیگر!




منوی وحشت کامل است. خانواده ی کارامازوف=هومو ساپینس ساپینس=تجسم محض بی‌ خردی را می‌‌بینم که گرداگرد میز زمین نشسته، زل زده به خورش‌های خونین چندین جنگ داغ، پلو‌ترورهای زهره ترکان، سالاد‌سونامی، زولوبیا‌ی زلزله،سوپ پر‌پرتو اورانیوم‌پلوتونیوم، سالاد‌جنون قذافی، کباب‌جنبش‌های شعله ور دودناک مردم به جان آمده، پودینگ اسهال خونی خامنه ای، طبق‌های نطق بخار معده آلود احمدی نژاد-برلسکونی-سرکوزی-نتان یاهو، چلونفت‌کعبه ی کدخدی خبیث عربستان،خرما‌ی زهرآگین شیخکان نفتی‌، ماست کیسه ی صفرای کویین الیزابت، پنیر‌سوسیس‌مرگز فرمول‌های جدید بمب و بیم و بامبول، بیگ مک ژست و اسپیچ اوباما، چاینا فود با سٔس گوجه شرنگی و گوشت سگ‌های هار پکن، حلوای جگر عراق، کله پاچه ی حقیقت حلال، دوغ دروغ اسلام آباد، دمکراشی کشک خاله ی کابل، سبزی خوردن خوردن همان مردن همان ریش و پشم طالبان، شراب و شربت و آب آلوده به اندوه خاک، نان گرسنگی واگیردار، مربای گنه گنه، ترشی مالاریا، خرچنگ درونخور، ماهی‌ گندیده از سر تا دم دریاچه ی ویکتوریا، میگوی فوکوشیما، اسفناج اداسا، آینده قارچ سیاه محتمل بوشهر،کیک زرد نطنز،سراب سنگین اراک......هنوز هم اشتها داری؟ داری یا نداری گارسون‌ها سرباز‌ها و فرماندهانی از همه رنگ و رسته با کارد و چنگال‌ها و سرنیزه‌ها و تفنگ‌های سوپر سایزشان ایستاده اند دور تا دور میز تا تو را تا خرخره بخورانند و از ترس خفه کنند: بخور یا بمیر! بردار، بلمبان، کپه را بگذار! 

یک دقیقه صبر کن! این غریو و‌های و هوی و غرش و غوغا از کجا می‌‌آید دیگر! یک فاجعه‌ساندویچ دیگر؟

نه! نه جانم! نه جانانم! این هارت و پورت بلیغ غفیر سیرک-باغ وحش وار سیار از سوی نگین منظومه ی شمسی‌ خانم ، جمهوری وحشی شرنگستان، گرد شده باد شده تا این میز شوم را در هم پیچانده بشکند کاسه کوزه‌ها و خوراک‌های مسموم‌اش را بریزد بپاشد به دوزخ خوالیگران دیوث بی‌ رحم و وجدان اش. این خروش وحشی، مژده ی رستگاری لحظه‌های شاد است. لحظه‌های نو، روز نو، سال نو، جان نو، تن نو، هستی‌ نو. این سرودکارناوال پرزیدنت و الاهگان و پان شرنگیست‌های دست از امید‌های تخمی شسته ی دل‌ به اقیانوس زمان زده است که می‌‌آید تا تمام انواع را در آغوش کشد.پرچم بی‌ باکی و بی‌ ناموسی و عشق زنده ی حشری، این مائده ی همدلی و همدردی را بر فراز دل‌‌های شعله ور بر افرازد و دشمنان زمین را با نهیبی خفن از دور و بر تو تو ها، شما براند و بانگ شاد خواری و آواز همزیستی‌ زیبا‌وحشیانه سر دهد: 

یاران! نوروزتان خجسته!

باران بوسه و شادباش!





پرزیدنت حسین شرنگ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

که جنگل

که جنگل بیفتد روی سایه‌ای که درخت را می‌‌برد برخیزد سایهِ بیشمار‌پا بدود برود بلند بیفتد روی تمدنِ چوبی‌ای که هرگز از میز و تخت‌اش ...