۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

مرگ من لمبانده پیتزای جگر


روانشاد آینده : پرزیدنت


مرگ من لمبانده پیتزای جگر
حال دارد میل حلوای جگر
از جگر سازم برایش بستنی
روی آن ریزم مربای جگر
شربت از خون جگر پیش‌اش نهم
با کلمپه‌های خرمای جگر
فاتحه اخلاص فرماید سپس
دیشلمه نوشد همی‌ چای جگر
چون که لبریز از جگر شد آن جبون
خواندم....انا الیه الراجعون
چاق گردد مرگ و بنده اسکلت
چه دراماتیک! بول‌فاکینگ شت

۴ نظر:

  1. دم ات گرم عباس جان! شاد و تندرست باشی‌!

    پاسخحذف
  2. پرزیدنت عزیز /خواندم ولذت بردم ........جه جنونی پر شرنگ...از وبلاگ من هم بازدید فرماییدmh-mortaja.blogfa.com روزنامه ی دل من

    پاسخحذف
  3. دم ات گرم مرتجا‌ی عزیز. حتما می‌‌روم سراغ بلاگ ات! فدای تو!

    پاسخحذف

که جنگل

که جنگل بیفتد روی سایه‌ای که درخت را می‌‌برد برخیزد سایهِ بیشمار‌پا بدود برود بلند بیفتد روی تمدنِ چوبی‌ای که هرگز از میز و تخت‌اش ...