۱۳۹۰ فروردین ۹, سه‌شنبه

یک چهارپا



موری کهن‌ام سوار پیلی کورم

آینده‌ای از گذشته‌ای بس دورم

هم‌ وزن زمان اگر چه دانش دارم

از گفتن دانه‌ای از آن معذورم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خودِ زنجیرم

خودِ زنجیرم که می‌‌جرینگند با خوردنِ تکان زنجیری‌های پنهان زنجیری‌های روان‌جیر جیرک‌های وجدانِ زنجیرفت