۱۳۹۰ دی ۳, شنبه

چنان دویدم از تو بیرون





...

چنان دویدم از تو بیرون
که جاده هم دوید از تو بیرون
که جاده از جاده هم دوید بیرون
که بیرون هم از بیرون‌بیرون دوید
همچنانکه می‌‌دویدم دیدم هیچ زیر پایم صفر می‌‌شمارد 
دور و برم ستاره‌ها از منظومه‌ها از کهکشان‌ها از کیهان می‌‌دویدویدند
و کیهان از خودش محال‌می‌ دویدویدوید
باز من پیش می‌‌دویدویدویدویدویدم
در تهی محض تهی
صفر مطلق فضا
تهی تو


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...