۱۳۹۰ دی ۲۸, چهارشنبه

بعد‌ش چی‌ شد؟



رادیکال واگن‌ها را باز کرده سوار رادیکالوکوموتیو‌ش شد و رفت به متا‌پتل‌پرثِ شمسی‌. بعد‌ش چی‌ شد؟ هیچی‌! رادیکال رفت و غیرِ ارادیکال آمد بی‌ چرادیکال آمد اکبرادیکال آمد برادرادیکال آمد منبرادیکال آمد قنبرادیکال آمد نامرادیکال آمد ماسکارادیکال آمد جلنبرادیکال آمد قلدرادیکال آمد قلندرادیکال آمد کامارادیکالاشنیکوف آمد مانترادیکالاشه آمد میسترادیکالاشخور آمد رادیکالوخوخوره آمد رادیکاله و لورده آمد رادیکالات آمد رادیکالیتراتور کونپاره ی با ادب آمد    آمد و آمد و آمد    بعدش چی‌ شد؟ هیچی‌! واگن‌های ساردینیهیلیست فریادشان از گند ازدحام در آمد جیغ زدند  آهای! موعود دودسر! بیا ما گورستان‌های سیار بی‌ سیر را ببند به دم ات ببر بیانداز توی دره ی بی‌ هوشی‌مین‌گذاری شده ی تاریخ! بعدش؟ هیچی‌! دال آینده در رفت کمانه کرد خورد به آینه افتاد که بیفتد افتادنی برنخاستنی.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

"Poet"

Rana Kabbani Rana Kabbani (Poet) Born:  1958, Damascus, Syria Books:  Imperial Fictions Europes M...