۱۳۹۳ اردیبهشت ۱, دوشنبه

فتیله‌ای که دم‌به‌دم جیغ می‌‌کشد


فتیله‌ای که دم‌به‌دم جیغ می‌‌کشد آی سوختم آی سوختم را باید انداخت توی فریزری که دم‌به‌دم ور می‌‌زند آی یخ‌زدم آی یخ‌زدم را باید انداخت توی کشتی‌‌ای که دم‌به‌دم بوق می‌‌زند آی غرق شدم آی غرق شدم را باید انداخت توی گردابی که دم‌به‌دم نعره می‌‌کشد آی گرد شدم آی گرد شدم را باید انداخت توی کوره‌ای که دم‌به‌دم لوله می‌‌دمد آی دود شدم آی دود شدم را باید انداخت توی رودخانه‌ای که دم‌به‌دم دو‌بیتی صادر می‌‌کند آی تبعید شدم آی تبعید شدم را باید انداخت توی دریایی‌ که دم‌به‌دم کف به لب می‌‌آورد آی در شدم آی یا شدم را باید انداخت توی سطر‌ی که دم‌به‌دم در را می‌‌بندد و باز می‌‌کند آی دربدر شدم آی دربدر شدم را باید انداخت توی کتابی‌ که دم‌به‌دم دم می‌‌گیرد آی خمیر شدم آی آی بربری شدم را باید انداخت توی سفره‌ای که دم‌به‌دم شنا می‌‌کند آی ماهی‌ شدم آی کفترِ چاهی شدم را باید انداخت توی چاهی که دم‌به‌دم ورد می‌‌گیرد آی افتادم آی ژرفا مرا خورد را باید انداخت توی کلاهی که دم‌به‌دم بر آن برف می‌‌بارد آی فتح شدم آی پرچم رفت تو سرم را باید انداخت توی درّه‌ای که دم‌به‌دم در‌کتاب می‌‌گیرد آی ریسمانی بیاندازید آی مرا بکشید بالا را باید انداخت توی بیابانی که دم‌به‌دم سراب می‌‌نوشد آی شکم‌ام باد کرد آی من آبستنِ دریایم را باید انداخت توی تیمارستانی که دم‌به‌دم شعار می‌‌دهد آی من آکسفورد‌م آی من هارم من واردم را باید انداخت توی چرخِ گوشتی که دم‌به‌دم رشته پس می‌‌دهد آی من کارخانهِ نساجی‌ام آی من مشغول حلاجی‌ام را باید انداخت توی جمهوری‌ای که دم‌به‌دم نماز می‌‌خواند آی من اسلامی‌ام آی من کون‌ام تمیز است را باید انداخت توی توالتی که دم‌به‌دم بر دیوار‌ش می‌‌نویسد آی من تاریخ‌ام آی من جغرافیایم را باید انداخت توی خندقی که دم‌به‌دم دنبلان می‌‌خورد آی من بلایم آی من دراکوکاکولایم را باید انداخت توی گله خوکی که دم‌به‌دم آتش می‌‌خورد آی من همبرگرم آی من چاقوقولیقوقویم را باید انداخت توی چینه‌دان خروسی که دم‌به‌دم اذان می‌‌خواند آی من آدمخوارِ تاجدار‌م آی من قصابِ عاشقان‌ام را باید انداخت توی خندق بلا آی من فتیله‌ای زرین‌ام آی من مشکِ آهوی ختن‌ام آی من انگشت دوازدهم گادزیلایم آی من صفحه‌ام خط افتاده آی من کیلومتر‌شمارم پاره شده آی منطق‌ام منطقهِ ژوراسیک‌ام منشأ نوع‌ام منتشا‌ی روتچیلدم منترا‌ی گوری‌نانک‌ام منزلتِ تورات‌ام منقل اناجیل‌ام منزل کتاب‌المبین‌ام منظرهِ زیر شصتِ اورست‌ام منبعِ لبخندِ بودایم منبرِ شاه‌کبرایم منارهِ شترِ حشیشی‌ام منظورِ گردشِ زمین‌ام من آی‌ام آی و آی‌ام چشمِ فیلی در فیلمی در بارهِ آفریقا در روشنایی‌ِ تلویزیونی غرقِ دودِ گنجه در جاماییکایم آی اند آی اند آی اند آی اند آی‌ی‌ی‌ی‌ی سیییییییییین!

۲ نظر:

  1. آآآی از دست حسیییییین !
    وااای
    از بس خواندم ات دم ات دم ات...آتشناک و سرم دودناک ! ناک دان شدم ! آن شدم .

    پاسخحذف
  2. ها‌ها ها....دم‌ات گرم‌ای همایون‌جان، تو حالا دیگر باید جوش‌سر خود شده باشی‌. خودم هم الان این متن را خواندم و نیش‌ام دراز شد.

    شاد باش. فدایت.

    پاسخحذف

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...