۱۳۹۳ مرداد ۱۸, شنبه

آنقدر جیغ می‌‌شوی



آنقدر جیغ می‌‌شوی
آنقدر گیج می‌‌کشی‌
آنقدر سوت می‌‌کنی‌
آنقدر سکوت می‌‌زنی‌
آنقدر بی‌ قدر
شن‌های کوچه
بیابانِ کوچا
کودکانِ تشنهِ شناور
در زمزمهِ ملک‌طاووس
سوارِ سراب است این کشتی‌ِ کنیزان
این بهشتِ سرب و سوراخ
عرشِ دعای داعش است

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

چنان ن

چنان نادان‌ام که  عارف  تعارف می‌‌کند بفرما  دانه یخ  کرد! چنان می‌‌رویم انگار فصل‌ها پیش مرده‌ام!