۱۳۹۳ شهریور ۳۰, یکشنبه

از مهبانگ تا اکنون آینده ما را سرِ کار گذاشته


از مهبانگ تا اکنون آینده ما را سرِ کار گذاشته و گذشته و می‌‌گذارد و می‌‌گذرد و می‌‌آید و نمی‌‌رسد. آری! آری! سوشیانت و مسیحِ یهودی‌ها و مسیح باز‌آیندهِ مسیحی‌‌ها و صاحب ملکِ عجم همانا امامِ زمان از لحظه‌های آینده بوده‌اند و نیستند و خواهند بود. آنها در قلمروِ آینده همانقدر ناچیزند که شنریزه‌ای در سایهِ پای اورست. اگر این سه فرضِ موعود آمده بودند آدمی‌ تا کنون سه چهار‌بار با ارض‌اش تارومار شده بود. آنکه باید بیاید همان به که نیاید. کش بیاید. دقیقاً مانندِ آینده که هرگز نیامده‌و تنها کش آمده. جایی‌ را به نگاهِ دل آور که نه آغاز داشته نه اکنون دارد و نه انجام. آنجا یکی‌ دو تا سه تا چهار تا پشمالوی ژنده‌سپید‌پوش‌پیوسته با تیزیِ آذرخش جای ساعت‌های مچی خود را برابر چشم آورده و سایهِ برگ‌های تقویمی به قطرِ زمین را یکی‌ یکی‌ می‌‌کنند و به باد می‌‌دهند. آنها در جایی‌ نگهداری می‌‌شوند همانندِ باغ وحش یا تیمارستانِ اینجا و به آنها قرص‌های بی‌ زمانی‌ خورانده می‌‌شود تا بتوانند چند جاودانگی بخوابند. آن چند کس را در برابرِ باشندگانِ آن جا محفلی یک دو سه چهار کسه به شمار آور که در ناخوداگاهِ چینِ کمونیست‌سرِ مایهِ داری را می‌‌شمارند و جمع و تفریق و ضرب و تقسیم می‌‌کنند و در حاشیهِ کتابِ سرخ کدهایی بی‌ کلید می‌‌نویسند و اسکناس‌های ینِ پرچرک و چروکیده را در تغار‌هایی‌ لبریز از کوکا‌کولا ترید کرده می‌‌خورند و جیغ می‌‌کشند پس کی‌ صبح می‌‌شود کی‌ اتوبوس می‌‌آید کی‌ به کارخانه می‌‌رسیم کی‌ چوب تو کونفسیوس می‌‌کنیم کی‌ وال‌مارت توی استریت می‌‌ریزیم کی‌ مونسانتوس ما را می‌‌خورد کی‌ داعش سر همه را می‌‌برد کی‌ مائو تسه‌تونگ در رکاب آن چند آیندهِ دیگر می‌‌آید و جهان را جمهوری کره دموکراتیک اسلامیِ شمالی می‌‌کند کی‌ کی‌ کی‌ کی‌ کی‌ کیکابوس می‌‌دریمد که در منظومه‌ای در آندرومد بیدار شده لوله‌ای کیهانی یافته در آن فرو کرده می‌‌زخمکد و وامی‌زخمکد از مهبانگ تا اکنون

gila`a`a`a`a`a`a`a`a`a`a`a`a`a`aaad

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...