۱۳۹۴ خرداد ۱۶, شنبه

انگار در جلدِ جدش


انگار در جلدِ جدش
نشسته بر دم کبرا
با عینکِ سفید
خیره به خطورِ فردا
دژا‌وو!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...