۱۳۹۴ خرداد ۱۶, شنبه

انگار در جلدِ جدش


انگار در جلدِ جدش
نشسته بر دم کبرا
با عینکِ سفید
خیره به خطورِ فردا
دژا‌وو!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

کاکا، محمدعلی!

کاکا، محمدعلی،‌ای تو خواهش اکنم به نامِ ارواحِ رفتگان و امید و آرزوی زنده‌وون‌مون، تو یه روزون به شدت حساس، بنند سر جات و جلو سوراخ دهن ع...