۱۳۹۴ مرداد ۱۲, دوشنبه

سنگِ عمو مالک


شده بیدار سنگ و باد خفته
خموشی در برِ فریاد خفته
از آنچه رفت بر آن رفتهِ پیر
شده بیداد خسته داد خفته
به یاد آرید جانِ نغمه خوان اش
که برده نغمه ها از یاد خفته
ز مادر زاد تا درگسترد مهر
کنون آن مهرِ مادرزاد خفته
بتاب ای مالکِ صبحِ قیامت
که خورشیدِ مراد آباد خفته


۲ نظر:

  1. یادشان گرامی , عمر با عزت یاران و خویشان موافق شان دراز

    پاسخحذف
  2. سپاس از لطف‌ات‌ای همایون‌جان! عمرِ خودت و عزیزان‌ات هم خوش و دراز!

    پاسخحذف

من س

من سرم توی خوشه‌ها شعله‌ور بود و خرمن می‌‌رفت