۱۳۹۴ آذر ۲۶, پنجشنبه

برای لحظه‌ای تصور کن


برای لحظه‌ای تصور کن که تهران‌های آویزان‌تودارِ شلوار‌دامن‌هایمان یا آنطور که کلانتر‌های زبان دوست دارند "شرمگاه"های معروف‌پنهانمان را نداشتیم و همه‌مان را یکی‌ یکی‌ فرشته‌هایی‌ بیخبر از تاریخِ حشرناکِ انسان از بهشتِ برین فرود آورده و برابرِ بخاری گذاشته بوده باشند تا با جادویی‌بشکنِ بازیگردانی نهان از غفلتِ کیهانی کوک شده شیشه‌چشم در چشمِ شیشه‌ایِ هستی‌ بدوزیم و ورد و طوری ضبط‌شده را برای همیشه تکرار کنیم بودن چگونه چیزی می‌‌بود! چگونه می‌‌بودیم! موجود‌واری دو‌پا با تهرانی‌ بی‌ محتوا! مگسی مرده در کاسه‌ای ماست! اصلا حرف‌اش را هم نزن! هستی‌ درامی در منطقهِ میان کیر و کس است! منطقهِ بیداری-آشوب! منطقهِ نطقِ شق که شرقِ کلانتر برنمی‌تابد! آن کس که از درام می‌‌ترسد تک‌گویی‌های این دو حیوانِ بیدار-آشفتهِ شیفتهِ دیالوگِ محال را نشنیده عروسکی کوک‌در‌رفته در برابرِ بخاری بیش نیست! هستی‌ بی‌شرم و زبانه‌کش است! رمان است! قرآن نیست!

۶ نظر:

  1. در سرزمین درخت و مار
    نیش رویش خوردم

    پاسخحذف
  2. ای جان

    ای دود‌ناک

    ای موتورِ هار

    پاسخحذف
  3. ای مو

    ای تو

    ای موتورِ دیوانه

    این ماشینِ فلج را

    از این سیاره ببر

    به هر کجا که بردی!

    پاسخحذف
  4. -علیک‌السلام! متشکرم! سلامِ گرم را به قلبِ نرمِ همهِ بینندگان پرتاب می‌‌کنم!

    -این واقعا نفوذِ بصیرتی یه که اسمِ خوبی‌ رو انتخاب کردید!

    حق یا شاعر‌ی که با صدای گوزِ کودکِ هشت و نیم ساله‌ای که سه روز پشتِ سرِ هم اشکنهِ ه چسبان خورده رفته در برنامهِ رید در شب از خودش و تجدد و تاثیر و اهمیتِ جهانی‌ مبهوت‌کنندهِ شعر‌ش تعریف و تمجید می‌‌کند است!

    پاسخحذف
  5. https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10205168130870494&set=a.1630970461767.2075532.1461790690&type=3&theater

    پاسخحذف

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...