۱۳۹۴ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

چنان سر از من صدا رفت


چنان سر از من صدا رفت
به سرم چنان صدایی آمد
که فغان خاست از گوش‌هایم
از چشم‌هایم که گلو ریخت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...