۱۳۹۵ تیر ۱۰, پنجشنبه

آنقدر تا نگاه‌


آنقدر تا نگاه‌ام کند
به آورده‌اش نگاه می‌‌کنم
با سرِ برگشته می‌‌روم
آنقدر تا دیوارِ افسوده
با سرِ دیو
راه بیفتد دنبال‌ام

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

من س

من سرم توی خوشه‌ها شعله‌ور بود و خرمن می‌‌رفت