۱۳۹۵ مرداد ۲۲, جمعه

می‌ دمم در دم


می‌ دمم در دم
در دمِ دیگر می‌‌دمم
دم به دم می‌‌دمم در
دم‌های دم‌به‌دم‌آینده
پی‌ِ در پی‌ِ هم 
درهم میدمبا‌د‌کنکند
دمبا‌د‌کنکان خاک را
ترک می‌‌کنند می‌ ترکند
درک می‌‌کنم می‌ ترکم
به به
بیهودگیِ وقت
بی‌ وقتی‌ِ هوده

۱ نظر:

  1. می‌ دمم در دم

    در دمِ دمان می‌‌دمم

    دم به دم می‌‌دمم در

    دم‌های دم‌به‌دم‌آ

    ین

    ده

    دم‌های دمن

    ده

    همبر

    همدر

    درهم برهم
    خود‌دمبا‌د‌کنکانِ جهنده

    الف از میانِ دم

    سرخ از دمِ روان

    دمِ زبانِ هدر

    زبانه‌کش از دودِ میخ

    در دمِ با

    دمِ بی‌ می‌‌دمم

    پاسخحذف

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...