۱۳۹۵ آبان ۱۱, سه‌شنبه

من حرف ندارم؟


به محمد‌باقر صمیمی‌ِ


من حرف ندارم؟
چه ها حرف‌!
من حرفِ دارم‌ام
دارمِ خیلی‌ حرف
منحرفِ حرف‌ام من
حرفِ منحرف‌ام
حرفِ من حرف نیست
حرف، حرفِ من نیست
حرفِ من، منِ حرف نیست

حرفِ دهانِ سفید و دستِ سرخ
سایه‌بازیِ لرز و ریز
برف‌آتشِ دزدانِ شبِ کوه
است حرف ندارد

۳ نظر:

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...