۱۳۹۵ آذر ۶, شنبه

به کوری چشم‌های مصنوع


به کوری چشم‌های مصنوعیِ "سی‌ آی‌ ای"و حتا روانِ آلفرد هیچکاک، فیدل‌کاسترو‌ی به شدت طبیعی، طبیعی مرد!
ای فیدلِ روحانی یا روانی‌!(چون دیگر جسمانی نیستی‌ با آته‌ایسمِ مسیحیت‌آلوده‌ات شوخی‌ می‌‌کنم و حتا با خودِ بی‌ ضمیر‌ت جوری حرف می‌‌زنم که انگار سر از تابوت بر‌نیمه‌افراشته‌ای و داری به پرزیدنتِ  وحشی‌ات گوش می‌‌کنی‌!)
ایدئولوژی، سیستمِ حکومتی، ضّدِ امپریالیسمِ همکاسه با هر کس و ناکس‌ات به کنار، خودت، خودِ خودِ پرگویِ دوازده‌ساعت‌گوی، وروره‌ولگوی رقصنده‌زبان‌تن‌ِ پرشورِ شورانگیزِ صمیمانه تا مغزِ استخوان"واخینا‌لوکو"(همان کسخلِ خودمان به اسپانیایی!)ی گیرا سمج، سیگارِ برگ‌بو و دیوانه‌هوشیار‌خویت به دستِ کم صد و بیست‌میلیون و نهصد‌هزار و نهصد و نود و نه آمریکایی‌ پخمهِ کوکا‌برگر‌انباشتهِ بی‌نمکِ پر‌آروغ و گوزِ نایسِ سیویلایزِ زورگو می‌‌ارزید!
در مرگِ چنان توئی، نمی‌‌شود با خونسردی ناطقی سوار دکتر‌حیوانِ روان‌نژندِ بی‌‌بی‌سی و امثال حرف زد!
بگذار کیسینجرِ جنگ‌افروزِ صلحِ نوبل‌آلوده یا مادلن آلبریتِ پانصد‌هزار‌کشته‌کودکِ عراقی به پشمِ خود‌نپندار، رحیقِ لعنت را سر بکشند آنوقت خواهی‌ دید چگونه حرف خواهم زد:
شیت!
نکند خودم زودتر از آن نوحِ ثانی‌ و زوجهِ جانی به مادر‌سیاره‌ام برگردم!
دل‌ام می‌‌خواست دستِ کم دوازده ساعت در طبیعتِ آسودهِ مرگِ تو بنویسم و بنویسم سالی‌ که تو کوبا را از دستِ گادفادر‌ها لحاف‌کش‌ها جاسوس‌ها و باتیستا چی‌‌های سیاستا جنده در آوردی تا خودت و برادرِ واقعا بدریخت‌ات و چند تن‌ِ دیگر آن را شکرپارهِ سوسیالیسمِ فقرا کنید و...من هم به جهان آمدم ...حیف که شانه‌ام چنان درد می‌‌کند که موهایم پرچمِ جیغِ نیمه افراشته شده‌اند!
بله فیدل!
سی‌ سینیور!
تو کونِ زمین‌فرسا‌ی آمریکا و چند رئیس‌جمهور‌ش را سوزاندی و نشان دادی که حتا آن ظاهراً مریلین‌مونرو‌پسند‌ترین‌خوشتیپِ خوش‌سخنشان هم در انجام، یانکی‌زورگوی خود‌ویژه‌پنداری بیش نبود!
تو را برای بسیاری چیزها می‌‌شود سرزنش و به خاطرشان حتا چندین لگدِ تکنیکالِ شرنگ‌فویی حوالهِ خایه‌هایت کرد ولی‌ تو از بهترین رئیس‌جمهور‌های آمریکا هم دستِ کم برای مردمِ زمین، کم‌آزارتر بودی و آنجا که بایسته بود به کمکِ نیمه له‌ و لورده‌شدگانِ آن گادزیلا‌ی جهانسوز هم شتافتی!
به درستی‌ که یکی‌ از خفیف‌گوز‌های مخمرِ موزنیشکر‌بوی میانِ منطقهِ اثنی‌حشریِ نطق‌ات به "مجموعه آثار"ِ خمینی‌خامنه‌ای و مجموعهِ اعمال  احمدی‌ نژاد و امثال می‌‌ارزید!
شخصا دل‌ام برای شخصِ خودت تنگ خواهد شد زیرا دیگر دیگر هیچ تردیدی ندارم که قرنِ بیستم نیستم‌تر شد!
گراسیاس فیدل!
ویوا کووا!
ژانکول‌لسپغی دو ژان‌پًل‌سارتر!
فاک یونایتد میستیکس‌آو آمریکا!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

روانشاد آینده : پرزیدنت

مرگ من لمبانده پیتزای جگر حال دارد میل حلوای جگر از جگر سازم برایش بستنی روی آن ریزم مربای جگر شربت از خون جگر پیش‌اش نهم با کلمپه‌های ...