۱۳۹۵ آبان ۲۶, چهارشنبه

پیچ



پیچیده مار در بوی قهقههِ چرب
سایهِ کفتار را با خود می‌‌کشد

۲ نظر:

  1. .
    .
    .
    مید این ایران و چنین محصول فوق‌العاده ای!
    مرسدس بنز و بوئینگ و مایکرو‌سافت هم به گرد مارک‌ام نمی‌‌رسد!
    آنجا که من می‌‌غرم هوندا را کجا می‌‌برند!
    به خودم زل می‌‌زنم. به خودم دست می‌‌کشم. سوار خودم می‌‌شوم و زمزمه می‌‌کنم: رحمت به شیر گازوییل کارخانه‌ای که تو را ساخت ای اشرف‌بی‌ مخ مخلوقات!

    پاسخحذف
  2. ؟ خانم را! فکر می‌‌کردم قهر کرده‌ای! حالا مثلا اگر آن قاتل‌زنکِ کلفتِ لاکهید مارتین و پنتاگون برده بود جهان جای بهتری بود؟ من دیگر لیبرال‌ها و این احساسِ فاجعه‌زدگیِ مبالغه‌آمیزِ آنها را درک نمی‌‌کنم! یک جوری از این چیز‌ها حرف می‌‌زنی‌ که انگار جهان به پایان رسیده! من از باختنِ کیلاری هلینگتون جشن گرفتم بی‌ آنکه پیزوریِ آن مردکِ بساز و بفروش خوشحال‌ام کند! وقت‌اش رسیده بود که آمریکا اندکی‌ از نسخه‌ای را که برای دیگران می‌‌پیچید خودش مصرف کند تا بداند کجای کار است! تازه آن آمریکا‌ی دیگر هم همچنان هست و اجازه نخواهد داد که ترامپ موسولینی‌بازی در بیاورد! بیاورد هم که در آورده! پا شو بیا کانادا!

    پاسخحذف

من س

من سرم توی خوشه‌ها شعله‌ور بود و خرمن می‌‌رفت