۱۳۹۵ آذر ۲۳, سه‌شنبه

از افراط به تفریط:


حالا ما را عادت داده‌اند که مانندِ دشمنانِ اصلی‌ مان فکر و حس کنیم و همه چیز را محلی و بومی و خودمانی و همیشه هم از ماست که بر ماست ببینیم!

حال اینکه چیز‌هایی‌ هم هست که از ما نیست ولی‌ بر ماست: حتا اگر کسی‌ چون آرامش دوستدار هم بر آن تشدید نگذارد یا اصلا آن را مطرح هم نکند!

جیم‌الف، هم‌هنگام با دفاع از هست و نیستِ خودش در این جنگِ جهانی‌ گرد‌شده در خاور میانه و انبازگی در جنایت‌های هولناکِ آن، خواه‌ناخواه دارد جلوِ پروژهِ شوم‌تر از خودش، همانا شخم‌زدنِ منطقه از سوی ناتو به سودِ جنگ‌افروزِ اصلی‌، اسرائیل و گلوبالیست‌های پشتیبان‌اش را هم به سهمِ خود می‌‌گیرد!

الان مد شده است که از روسیه با همان لحنی حرف بزنند که در زمانِ استالین می‌‌زدند: امروز عملا در تویتر دیدم که یکی‌ از این روزنفکرانِ بی‌‌بی‌سی‌پسند، با لحنی سوگوار، رسما پیروزی بر تروریست‌های سربر-اشغالگرِ حلب را با پس‌گرفتنِ ورشو به دستِ استالین از جنگِ نازی‌ها مقایسه کرده بود!

استالین استالین بود ولی‌ اگر نبود امروز جهانِ ناز ما نازی بود و آمریکا‌ی جهانخوارِ ما آلمانِ جهان‌گا!

جیم‌الف پدیدهِ نفرت‌انگیزی است که باید روزی آن را به دستِ خودمان در آشغالدانیِ معروف تاریخمان بیندازیم!

در منطقه‌ای که افتضاحی به نامِ بهارِ عربی‌ را به گران‌ترین بها می‌‌فروشند و چند کشور‌ملتِ  بیچاره که برای خودشان زیستی داشتند را گرفتارِ جنگِ داخلی‌ کرده و به کابوسِ قبایل بر می‌‌گردانند بی‌ آنکه حکومت‌های زمستانیِ اصلی‌، کوچک‌ترین آسیبی ببینند، هیچ، صادر‌کنندهِ دموکراسی هم بشوند و هر قوم و فرقه‌ای از سویی خاور میانه را بکشد تا به کامِ خود پاره کند و بر آن نامی‌ قبیله‌ای بگذارد باید با چنگ و دندان برابرِ خیمه‌شب‌بازِ بزرگ که دیگر خودش را پنهان هم نمی‌‌کند ایستاد!

روسیه البته که در این منطقه دنبالِ سود و زیانِ خویش است ولی‌ در مقایسه با گادزیلا‌ی ناتو و کثافتستان‌هایی‌ چون سعودی‌لند و امارات و پمپِ گازِ قطر و ویرانگر‌تر از همه، اسرائیل، نقشی‌ به شدت مثبت دارد: آنها هم اگر اینجا کوتاه بیایند صهیونی‌های گلوبال، از دیوارِ خودشان بالا خواهند رفت! چین هم همینطور! دیشب مستند‌ی از جان پیلگر دیدم که مو به تن‌‌ام شاخ کرد!

اگر روسیه با تکنولوژیِ برتر نظامی‌اش پا به میدان ننهاده بود امروزه جنگِ تا ایران و شاید خودِ روسیه خیز برداشته بود!

در یک جنگِ جهانی‌ باید تصویرِ بزرگ را در نظر داشت اگر گرفتارِ تلهِ احساسات‌سازیِ بوق‌های معروف بشویم آنوقت همه چیز و همه کس را به روایتِ لمسِ دست در اتاقِ تاریکِ فیل تعریف خواهیم کرد!

پروژهِ اصلی‌ِ مدرنیته با انقلابِ صنعتی‌ِ طبیعت‌کش‌اش از آغاز چیرگی بر "بومیانِ زمین=وحشیانِ نشسته بر موادِ اولیهِ و فضا‌ی زیستِ موردِ نیازِ "ما مردمِ متمدن" بوده و هست و اگر ایستادگی نشود خواهد بود! آنها با مردمِ سیاره چون بیگانگانی فضایی رفتار کرده‌اند و می‌‌کنند! ما دیگر نمی‌‌توانیم همان رولِ بومیِ دلخواهِ آنها را بازی کنیم!
آنها در این نزدیک به نیم‌هزارهِ گذشته نشان داده‌اند که تا آنجا که پای ناخودی‌ها در میان است به هیچکدام از اصولِ خود پایبند نیستند: دموکراسی برای آنها همان اسلام برای خمینی است: چیزی برای صدور به قصدِ چیرگی بر بازار‌ی که بر آن وارد می‌‌شود یا "دخولِ عدوانی" می‌‌کند!

همهِ مظاهرِ پیشتر‌دلفریبِ این از ما‌بهتران دیگر حال‌به‌هم‌زن شده است!

من در این عمر پنج و اندی دهه‌ای خود هرگز جهان را اینهمه لخت و زشت و زمخت و دروغِ راستین‌آلوده ندیده بودم! پیشتر‌ها کوششِ بسیاری برای حفظِ ظاهر می‌‌شد! دیگر هیچ تعارفی در کار نیست! نسل‌کشی شصت و هفت را در نظر بگیر: قاتلانِ اسلامی بیشترین تلاش را کردند تا صدای جنایت‌شان در ایران و جهان نپیچد(دیرتر پیچید)ولی‌ در این نیم دههِ گذشته گروه‌های اسلامیستِ لعبتکِ ناتو با کوششی صد چندان، همهِ جنایت‌های باور‌نکردنی خودشان، تیرباران‌های هزارانی با دست‌های از پشت‌بسته، تاراندنِ اقلیت‌های دینی‌قومی از سرزمین‌هایشان، بازگرداندنِ مناسباتِ بردگی، اجرای تجاوز‌های سیستماتیک‌شرعی، به کار‌بردنِ سلاح‌های شیمیایی علیهِ مردم و نسبت‌دادنِ آن به حریف، و بشمار جنایت‌هایی‌ را که عرب‌ها و ترک‌هایسلفی‌وهابی‌ درگیر در این جنگ با مردمِ منطقه کردند را با بهترین کیفیت فیلمبرداری و مستند و پخش و پلا‌ی جهان کردند: ببینید که ما چقدر روراست و بی‌ تعارف هستیم: جنایت کسب و کارِ ماست: جهادِ ماست!

ما رنگ‌شدگانِ پرنده فروشیِ تمدن را باش!

ما که قرار بود قناری بشویم! پس این بربریتِ انکر‌الاصوات از کجا‌ی ما آمد! مردم داشتند زندگی‌‌شان را می‌‌کردند: غیر از در عربستان و ممالکِ همریخت‌اش بساطِ سربری بر پا نبود! بله، دار می‌‌زدند! دستِ کم نعشِ درسته‌ای می‌‌دادند دستِ بازماندگان!

خودِ جیم‌الف را در نظر بگیر: آنهمه پنهان‌کاری در جنایت کرد تا دقیقا هر روز نمایشِ اعدام‌های چند ده‌تنه بر پا کند و در دو سه سال بیش از شصت و هفت آدم بکشد!

وقتی‌ به رگ و ریشهِ هستی‌ می‌‌زنند باید به هر بهای ممکن جلوِ یورشیان ایستاد!

سرِ غربِ مالی‌نظامی، امپراتوریِ آمریکا، شاید جنایت‌کار‌تر از مغول‌ها و عرب‌ها و ترک و تاتار‌های اشغالگر نباشد ولی‌ از همهِ آنها و کّلِ تاریخِ مصرف‌تمام‌شدگانِ قدرت در همهِ دوران‌ها نیرومندتر و مجهزتر است: ایستادن جلوِ این طاعون و همدست‌های منطقه‌ای‌اش نگهبانی از واپسین رگ و ریشه‌های هستی‌ است!

در شگفت نیستم از اینکه کسانی‌ در جبهه‌ِ ناتو و آ‌ل‌های رسوای منطقه‌ای‌اش ایستاده‌اند که ظاهراً از آنها چشمِ شعور و وجدان و انسانیت می‌‌رود: روشنفکران و فیلسوفان و هنرمندان و فمنیست‌ها و....همه فکر و هنرِ آنها پرخاش به پیزوری ترامپ و گریه‌کردن بر شکستِ کیلاری هلینتون است! کلیدِ احساساتِ آنها دستِ سی‌ ان ان و بی‌‌بی‌سی است: متحد‌های گروهِ سربرِ زنگی و النصره، با آمبولانسِ نو و تمیزِ بی‌ یک لکهِ خون و خاک در آن دوزخِ زمینی‌، عکسی‌ از یک بچه می‌‌گیرند و یکشبه ویرالیده می‌‌شود و اشک و آهِٔ همهِ زمینیان را در می‌‌آورد ولی‌ یک کوچه‌ آنسو‌تر، همان گروه، سرِ بچهِ دوازده‌سالهِ فلسطینی را می‌‌برند و فیلمِ کامل‌اش را هم با افتخار پست می‌‌کنند و نه تنها آب از آب تکان نمی‌‌خورد بلکه پنتاگون حتا دیناری از بودجهِ تسلیحاتی آنها نمی‌‌کاهد!

چرا این گل‌های سر سبدِ تمدن، این چلچراغ‌های فکر و فلسفه و هنر، هرگز از خودشان نپرسیده‌اند که: چگونه ممکن است که خود‌متمدن‌پندار‌ترین کشور‌های غرب با آن چشمانِ زاغ و پوست‌های سفید برای بر‌انداختنِ دیکتاتوری‌ها و برقرار‌کردنِ دموکراسی در خاور میانه دقیقا از پلید و پست‌ترین دشمنانِ کّلِ تمدن: سعودی‌ها، داعشی‌ها، قطر‌ی‌ها، طالبان، اماراتی‌ها نئو‌عثمانی‌ها و خلاصه قبایل وهابی‌سلفیِ آدمخوار، مدد می‌‌جویند و به آنها کمک می‌‌کنند تا واپسین نشانه‌های تمدن‌های چند هزار‌ساله را با خاک یکسان کنند؟ مگر دموکراسی‌ را برای ویرانه‌ها می‌‌خواهند؟ چرا این آقا‌بالا‌سر‌های زمین، به خودِ این "هم‌رزمان"ِ خود کاری ندارند:آنها که از همهِ جهان به این چراغِ هدایت نیازمند‌ترند! چرا عربستان را دمکراتیزه نمی‌‌کنند؟ قطر را؟ امارات را؟ آذربایجانِ مافیایی را؟ جمهوریِ یهودیِ آپارتاید‌ی را؟ راستی‌ چرا؟ بارانی از چرا؟

اینهمه از چندین‌گوشهِ هیولای ایستاده در برابرمان نوشتم تا بدانی‌ که نقش‌ها یکی‌ دو سه تا نیست که بشود فراموش‌شان کرد: این فیلم هزار‌نقشه است!

وقتی‌ ژنرال آمریکایی‌ و "مجهادی"ِ خلق و جهادی سعودی و چچنی و قطر‌ی و ترک و کردِ سلفی و اروپایی‌ یکصدا بر "هولوکاستِ حلب" می‌‌زارند باید بر اشک‌های آنها شاشید!

"مجهادین‌های خلقِ سعود" از یاد برده‌اند که هنگامِ یورشِ ملخوارِ داعشی‌ها با پشتیبانی‌ِ پنتاگون به عراق، آنها را "عشایرِ انقلابی" می‌‌نامیدند؟

همین جیم‌الفِ یک برای هفت‌پشتِ ما بس است: جیم‌الفِ دو بیخ ریشِ ملک‌سلمان!

فعلا ناگزیریم گندبوی این جیم‌الفِ نیمه جنازه را تا‌ب آوریم تا هنگامی که دستِ کم، منطقه از شرِ جهادی‌ها خلاص شود نوبتِ آن زامبی هم فرا خواهد رسید!

حرف آخر: من حاضرم هزار‌بار بمیرم ولی‌ ناتو و سربر‌های عربستان با تنقیه کردنِ "دمکراشی کشکِ خلا و پتاسیم و تیزاب" رستگارم نکنند!

تازه فهمیده‌ام که‌ای دلِ غافل: ایرانی‌ بودم و حواس‌ام نبود!

تن‌ِ دشمنانِ ایران مباد!
.
عکس: او ان جی‌ ها‌ی وابسته به ناتو و بوق‌های دمنده در جنگِ سوریه

۳ نظر:

  1. درود بر شما، عالی بود. کی به فیس بوک بر می کردین استاد

    پاسخحذف
  2. -سیب را چنان می‌‌خورم
    که آسیب نبیند
    کرم از درون گفت

    پاسخحذف
  3. خر باید سوارِ فیل باید سوارِ راه بشود بروند!

    پاسخحذف

عش

عشقرتیبازی