۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

عشقبا


عشقبازی چه باشد
دو برهم‌سوارگی
عاشقِ بیهمبازی چه کند
طی‌ِ خود سوارِ پیادگی
به همین مارکی‌دو‌سادگی‌
آه! آه!
زهی بیچارگی!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

چنان ن

چنان نادان‌ام که  عارف  تعارف می‌‌کند بفرما  دانه یخ  کرد! چنان می‌‌رویم انگار فصل‌ها پیش مرده‌ام!