۱۳۹۶ مرداد ۲۲, یکشنبه

نه رفتن‌ام آمد


نه رفتن‌ام آمد
نه آمدن‌ام رفت
میانِ سایه‌های آینده
و آیه‌های ساینده
سفرسودم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

چنان ن

چنان نادان‌ام که  عارف  تعارف می‌‌کند بفرما  دانه یخ  کرد! چنان می‌‌رویم انگار فصل‌ها پیش مرده‌ام!