۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۸, جمعه

هر چی م

(کرمونی‌مرمونی)


هر چی میرم هر جا میرم
راه نمی برتم راه نمی برم
را‌ها میرن از دور و ورم
یا گم میشن تو مو‌ا‌ی سرم
سنگینم رو پشتِ خودم
در رفته یقین فنر‌منرم
ای لشِ خلوشِ صا‌ب مردهِ مو
چقد ایور اوور ببرم
ای یه کنجویی پیدا بکنم
سرِ جا‌م بکپم نشسته برم
منقل و غوری و انبر و وافور
مدینه ئو  فاضله پدرم
هدف‌مدفتون مال خودتون
من جا‌م خوبه خوشحاله خرم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

چنان ن

چنان نادان‌ام که  عارف  تعارف می‌‌کند بفرما  دانه یخ  کرد! چنان می‌‌رویم انگار فصل‌ها پیش مرده‌ام!