۱۳۹۷ خرداد ۱۱, جمعه

هوا‌ی م

هوا‌ی مه
برقِ تیره‌تیزِ توییت‌ها
قمه‌های دم به باز‌دم نهان‌آشکار
شش‌ها همه قمه می کشند
قمه‌ها طلبکارِ نفسکش‌ا‌ند
دسته‌ها تا دسته در سینه‌ها همه
بنی‌جرحِ یک پیکریم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

چنان ن

چنان نادان‌ام که  عارف  تعارف می‌‌کند بفرما  دانه یخ  کرد! چنان می‌‌رویم انگار فصل‌ها پیش مرده‌ام!