جمهوری وحشی شرنگستان
سگی سنگی میپایدم
کوهی بی درنگام
می کشد
اوجی که نامِ تو انگیخت
پشت تو وا رفت
کوهی که در تو فرو ریخت
از تو فرا رفت
باز مرگ
زیر خرمنی از گل
از خودش بو برد
که مرگ
خودش را میبوید
چاه را بیار!
(حمق فاجعه
افتاده در
عمق فاجعه)
سطل را بکش!
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...