‏نمایش پست‌ها با برچسب چارپایان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب چارپایان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ آبان ۱۰, دوشنبه

در حضرت شم


در حضرت شم ز غیر سی‌ شویم چشم
بر هم ننهد به دام‌اش آهویم چشم
من خیره به غنچه‌ام که شمسی‌ گوید
صد بوس خفن بگیر و من گویم چشم


۱۳۹۵ تیر ۱۴, دوشنبه

این شکلک نقاب


این شکلک نقابی که در نقاب‌ است است
عکس سریعِ قابی‌ که توی قاب است است
آب و کف مجاز است و جز توهم نیست
روحوضیِ حبابی که بر سراب است است


۱۳۹۰ فروردین ۱۶, سه‌شنبه

من آب سرد وادی دلفارد خورده ام


من آب سرد وادی دلفارد خورده ام
بس سنگ آسیا نموده همی‌ آرد خورده ام
صد گاو چاق خورده‌ام و نعره می‌‌کشد
شیری گرسنه در شکم کارد خورده ام

۱۳۹۰ فروردین ۱۵, دوشنبه

نی‌ می‌‌زنم از نی‌‌ام زنی‌ می‌‌روید


نی‌ می‌‌زنم از نی‌‌ام زنی‌ می‌‌روید
با ابرو و لب اشاره‌ای می‌‌گوید
نی‌ می‌‌زنم و زنی‌ گل نی‌ در دست
آینده ی رفته ی مرا می‌‌بوید

۱۳۹۰ فروردین ۱۲, جمعه

یک چارپا : گویند که شعر....


گویند که شعر سر به سر سرّ گویم
سر در هپروت، ورد مسکر گویم
عین و دالی ز شعر و وردم بردار
بینی‌ به عیان که من شر و ور گویم 

۱۳۹۰ فروردین ۹, سه‌شنبه

یک چهارپا



موری کهن‌ام سوار پیلی کورم

آینده‌ای از گذشته‌ای بس دورم

هم‌ وزن زمان اگر چه دانش دارم

از گفتن دانه‌ای از آن معذورم

۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

امید از این...



امید از این دو تحفه باید برید از بیخ
آن ایست‌گوی شامخ این ایستگاه پرمیخ
در جا زنیم تا چند با شیخ و با مهندس
آن واعظ لگام است این ترمزا‌لتواریخ

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

ای شیعه


ای شیعه شرنگ اهل ژیندوس بود
بیگانه ز آخ و اوخ و افسوس بود
آتش به درخت خشک ناموس بود
برق نظرش اجاق ققنوس بود

مرا ب

  مرا برده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا مرده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا نصفه‌نیمه خورده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم نگاه کن! برده‌مرده‌نصفه‌نیمه‌خو...