۱۳۹۶ مهر ۳, دوشنبه

روانشاد آینده : پرزیدنت


مرگ من لمبانده پیتزای جگر
حال دارد میل حلوای جگر
از جگر سازم برایش بستنی
روی آن ریزم مربای جگر
شربت از خون جگر پیش‌اش نهم
با کلمپه‌های خرمای جگر
فاتحه اخلاص فرماید سپس
دیشلمه نوشد همی‌ چای جگر
چون که لبریز از جگر شد آن جبون
خواندم....انا الیه الراجعون
چاق گردد مرگ و بنده اسکلت
چه دراماتیک! بول‌فاکینگ شت!

۱۳۹۶ شهریور ۳۰, پنجشنبه

کیمیا آمد!


دمی پیش، مژده رسید که کیمیا دخترِ خواهرزاده‌ام مژده و محمدعلی، خواهرِ حلما، به جهان آمد با سزارین، و مادر(هنوز به هوش نیامده)و دختر هر دو تندرست ‌اند!
کیمیا سی‌ و یکمین ندیدهِ من است از چهارده خواهر+برادرزاده و هفت خواهرزاده‌زاده!
جان‌ام روشن شد!
به جهانِ دیوانهِ ما خوش آمد!
ندرت ببهم خالو!


۱۳۹۶ شهریور ۱۸, شنبه

۱۳۹۶ شهریور ۱۵, چهارشنبه

۱۳۹۶ شهریور ۱۳, دوشنبه

ای رویا


ای رویا،
این یکی‌ دو ماهِ گذشته زندگی‌ِ من و خانواده‌ام زیرِ هول‌سایهِ طنابی گذشت که گردنِ برادرِ قصاصی‌ام را آینده‌هراس کرده است!
می‌ دانستی که بها‌ی چنین طناب‌هایی‌ دوازده‌میلیون‌تومان است که "صاحبِ دم"به حسابِ دادگاهِ انقلاب می‌‌ریزد!
در دههِ شصت، بهای گلوله‌ها را از خانوادهِ اعدامی می‌‌گرفتند!
چه پیشرفتی!
اینهمه پرحرفی کردم که بنویسم چقدر یکدفعه مرگِ سارا سرم را سست و سنگین کرد!
حالِ سرِ خودت را تنها خودت می‌‌دانی!
خسرو دمی پیش زنگ زد و خبر خردمان کرد!
حالا مرگ، دخترت است!
نامِ سارا‌ی خوش‌خندهِ مهربان را می‌‌بوسم!
...

عکس از رحیم فتحی باران، پاریس، دفترِ رویایی. ۱۹۹۵


Photo de Rahim Fathi-Baran.

افشینا، م

افشینا، مرسی از حرف هایت. همانوقت هم که آن کامنت را خواندم دانستم که سرریز خشم است از سوی آدمی که اهل سیلی نیست. کشتارهای هول انگیز ...