۱۴۰۰ خرداد ۱۰, دوشنبه

یادِ آ

 یادِ آن یکی‌ اسماعیل خویی

اسماعیل خویی دوردست‌ها

نه آن ملک‌القصاید کاروانسرا‌ی اخبار روز 

 

 

بر گور‌های ما همه

خودش را-

بهارستانی از کوه

غنیمتِ بیشمار‌سنگِ مرگ-

فرش کرده است

گهواره‌جنبانِ ما همه نیز

عرش بوده است


۱۴۰۰ خرداد ۵, چهارشنبه

برداشتن ر

 برداشتن راه از پیش پا

رفتن از ریشهِ سنگ

سنگِ نخست

تا ستیغ هزاران پایی‌ خود

در آغوش سفید و سردِ هوا

گم‌شدن

پیدا شدن

با ژستِ اورست

مرا ب

  مرا برده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا مرده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا نصفه‌نیمه خورده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم نگاه کن! برده‌مرده‌نصفه‌نیمه‌خو...