در حضرت شم ز غیر سی شویم چشم
بر هم ننهد به داماش آهویم چشم
من خیره به غنچهام که شمسی گوید
صد بوس خفن بگیر و من گویم چشم
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر