جمهوری وحشی شرنگستان
کسی نیست
صندلی نشسته
درخت ایستاده
از هوا
بوی پرِ تاریک
صدای نوشتن میآید
دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیوچه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر