بپا ای یکِ مردنی
آمد پنجِ پهن
تیرهبرق بر الفِ صحرا زد
حالا سرت
تن ات
آنتنِ خیمهی پارازیت
فاگوسیتِ ستونِ پنجم
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر