یادِ یک خودکشتهِ جوان: حسام سبزی
چه یادی میوزد!
اشکها
بالا میریزند!
آرتور به جاذبه میخندد!
جاذبه از آرتور
در حسام میافتد!
حسام میافتد!
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر