از بارانِ پر و پنبه و پرزپراکنِ تشکلحافها
پتوبالشها
خمیازهها
کش و قوسها
بوها و صداهای تند و ریز و تیز
بر هفت و نیمِ همیشه دوشنبهِ تاریخ
دانستم که یا باید گرفت تا قیامِ قیامت خوابید
و یا خواب را گرفت تا قیامت قیام کرد
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر