جمهوری وحشی شرنگستان
سگی سنگی میپایدم
کوهی بی درنگام
می کشد
اوجی که نامِ تو انگیخت
پشت تو وا رفت
کوهی که در تو فرو ریخت
از تو فرا رفت
باز مرگ
زیر خرمنی از گل
از خودش بو برد
که مرگ
خودش را میبوید
چاه را بیار!
(حمق فاجعه
افتاده در
عمق فاجعه)
سطل را بکش!
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan