۱۴۰۰ تیر ۲۳, چهارشنبه

یک ب

 یک بار

باریک شدم

به بارِ یک مورچه

در سایه‌اش پیلی گذشته از

چشمِ سوزن دیدم

لهیده زیر دو بار

۱۴۰۰ خرداد ۱۰, دوشنبه

یادِ آ

 یادِ آن یکی‌ اسماعیل خویی

اسماعیل خویی دوردست‌ها

نه آن ملک‌القصاید کاروانسرا‌ی اخبار روز 

 

 

بر گور‌های ما همه

خودش را-

بهارستانی از کوه

غنیمتِ بیشمار‌سنگِ مرگ-

فرش کرده است

گهواره‌جنبانِ ما همه نیز

عرش بوده است


۱۴۰۰ خرداد ۵, چهارشنبه

برداشتن ر

 برداشتن راه از پیش پا

رفتن از ریشهِ سنگ

سنگِ نخست

تا ستیغ هزاران پایی‌ خود

در آغوش سفید و سردِ هوا

گم‌شدن

پیدا شدن

با ژستِ اورست

۱۴۰۰ فروردین ۲۹, یکشنبه

۱۴۰۰ فروردین ۲۲, یکشنبه

انسان ز

 انسان زنجیر‌هایش را می‌‌بوسد

خودش را می‌‌تکاند

هم کرم‌هایش می‌‌ریزند

هم به جرینگاهنگِ حلقه‌ها می‌‌رقصد

انسان زنجیر‌هایش را می‌‌نوازد

انسان زنجیری

هم لوکوموتیو و هم راه آهنِ شاعران است

جرینگ‌جرینگ‌جرییییینگ

تاتالاق‌توتولوق‌بووووو‌بوووووو

انسان زنجیر‌هایش را می‌‌بافد

می‌ پوشد

می‌ فروشد و حتی

در طومار‌-انبار‌های آزادی

احتکار می‌‌کند

۱۳۹۹ اسفند ۲۴, یکشنبه

مرضیه‌ج

 مرضیه‌جانا،

خودم خوبم ولی‌ چشم‌هایم مدت‌هاست که دارند ادا در می‌‌آورند(ادا‌کاری به اردو و هندی یعنی‌ بازیگری): ما را از کاسه در بیاور که برویم توی فیلم خودمان، مگر ما خوراک‌ایم که توی کاسه گذشته‌ای!

تا کنون دو عمل لیزری برای پیشگیری از حمله احتمالی‌ گلوکم در آینده(این بیماری ژنتیک است و دل‌های عزیز پدر و پدربزرگ‌ام را روشن کرد.)روی آنها انجام شده است و پس از عمل بسیار آزرده شدم.

بینایی چشم راست‌ام به زیر نیمه رسیده از همین رو، از امروز تا سه شنبه چشم‌هایم را با چکه‌های گران‌بها چکه‌چکان می‌‌کنم تا کاتاراکت چشم راست و دو هفته سپس‌تر چشم چپ‌ام با لیزر عمل شود.

اگر بد‌ی خوبی‌ از چشم‌های من دیدی ببخش و بیامرز!

می‌ گویند این پرزیدنت هی‌ به مردم دلربا چشمک می‌‌زند و بهانه می‌‌آورد که خار امپریالیسم رفته تو چشم‌ام: کی‌ هرگز دروغ نگفته!

خلاصه فدات

خودت خوب‌موبی؟

مرا ب

  مرا برده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا مرده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا نصفه‌نیمه خورده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم نگاه کن! برده‌مرده‌نصفه‌نیمه‌خو...