۱۴۰۰ فروردین ۲۹, یکشنبه

۱۴۰۰ فروردین ۲۲, یکشنبه

انسان ز

 انسان زنجیر‌هایش را می‌‌بوسد

خودش را می‌‌تکاند

هم کرم‌هایش می‌‌ریزند

هم به جرینگاهنگِ حلقه‌ها می‌‌رقصد

انسان زنجیر‌هایش را می‌‌نوازد

انسان زنجیری

هم لوکوموتیو و هم راه آهنِ شاعران است

جرینگ‌جرینگ‌جرییییینگ

تاتالاق‌توتولوق‌بووووو‌بوووووو

انسان زنجیر‌هایش را می‌‌بافد

می‌ پوشد

می‌ فروشد و حتی

در طومار‌-انبار‌های آزادی

احتکار می‌‌کند

۱۳۹۹ اسفند ۲۴, یکشنبه

مرضیه‌ج

 مرضیه‌جانا،

خودم خوبم ولی‌ چشم‌هایم مدت‌هاست که دارند ادا در می‌‌آورند(ادا‌کاری به اردو و هندی یعنی‌ بازیگری): ما را از کاسه در بیاور که برویم توی فیلم خودمان، مگر ما خوراک‌ایم که توی کاسه گذشته‌ای!

تا کنون دو عمل لیزری برای پیشگیری از حمله احتمالی‌ گلوکم در آینده(این بیماری ژنتیک است و دل‌های عزیز پدر و پدربزرگ‌ام را روشن کرد.)روی آنها انجام شده است و پس از عمل بسیار آزرده شدم.

بینایی چشم راست‌ام به زیر نیمه رسیده از همین رو، از امروز تا سه شنبه چشم‌هایم را با چکه‌های گران‌بها چکه‌چکان می‌‌کنم تا کاتاراکت چشم راست و دو هفته سپس‌تر چشم چپ‌ام با لیزر عمل شود.

اگر بد‌ی خوبی‌ از چشم‌های من دیدی ببخش و بیامرز!

می‌ گویند این پرزیدنت هی‌ به مردم دلربا چشمک می‌‌زند و بهانه می‌‌آورد که خار امپریالیسم رفته تو چشم‌ام: کی‌ هرگز دروغ نگفته!

خلاصه فدات

خودت خوب‌موبی؟

۱۳۹۹ اسفند ۱۱, دوشنبه

درود‌ها م

 درود‌ها مسعود‌ا،

ببخش که دیر فرستادم: هفته‌ای که گذشت دور از جان‌ات تصادف هولناکی، جان یکی‌ از خویشان نزدیک مرا گرفت و برادر‌زاده جوان‌ام هم که در اتومبیل همراه‌اش بود تقریبا سر تا پایش شکست: دو جای کمر، قفسه سینه، دنده‌ها، دو جای دست راست، و خلاصه جان ما به لب رسید!

خوشبختانه چون جوان و ورزشکار است این بخت را دارد که پس از آن بختیار‌ی بزرگ، زود خوب شود و استخوان‌هایش جوش بخورند.

اینجا به خاطر حکومت نظامی کوید(از هشت شب تا پنج صبح)دیدار با دوستان بسیار سخت شده است.

امروز رفتم به دفتر دوست‌ام خسرو برهمندی که نقاش روی جلد کتاب هم است و این فیلم را او از من گرفت: از هر دو کتاب مجلد.

من به دلیل مشکل چشم‌هایم(به زودی عمل خواهم کرد پس از دو عمل تا کنون انجام‌شده)و همچنین، به هم‌ریختن نیم‌فاصله‌ها بسیار تپق زدم(خیلی‌ وقت هم بود که درِ این کتاب را باز نکرده بودم و چقدر از باز کردن‌اش خوشحال شدم!)ولی‌ تپق‌زدن را بسیار طبیعی می‌‌دانم: آنها که تپق نمی‌‌زنند حتما چیز‌های دیگر می‌‌زنند!

خلاصه اگر خوش‌ات نیامد دوباره بروم نزد دوست‌ام: بهتر است خوش‌ات بیاید وگرنه منتقد معروف‌ات با هشتاد و هشت گفتاورد از دریدا بهت ثابت می‌‌کند که خوش‌آمدن و نیامدن آمد‌نیامد دارد!

بچه‌ها را با ماسک ببوس و نوزده لعنت بر کوید بفرست!

آمین!

۱۳۹۹ دی ۴, پنجشنبه

یاد "ف

 یاد "فرخنده شریفی"



کوته آید قصهِ نوحِ دراز

هر که آمد می‌‌رود این است راز

ای دریغا آنکه آمد زود رفت!

باز مان٘د از پی بسی‌ افسانه‌ساز

رفته فرخنده ر‌هِ بی‌ بازگشت

گشت خواهد روزی این ر‌ه بر تو باز

هر که آمد بوسه بر پایش بزن

می‌ برم بر آنکه رفت این ر‌ه٘ نماز

۱۳۹۹ آذر ۹, یکشنبه

ای ت

 ای تاتارک،

کاملا درست است که موساد امکان ندارد به ایران راه یابد(آن اسناد هسته‌ای را هم همدستان‌شان برایشان بار زدند بردند و آن همدستان نمی‌‌توانند بیرون از دستگاه‌های امنیتی ایران باشند)

یک آقای ژاکوب کوهن داریم که فرانسوی تونسی‌یهودی‌تبار است.

از کوشندگان بسیار دانا و توانا علیه صهیونیسم و فرزند خبیث‌اش اسرائیل.

او چند سال پیش کتابی‌ نوشت به نام "اعترافات یک صایان"

صایانیم یا صایان‌ها یهودیان صهیونیست ساکن کشور‌های دیگرند که خودشان را در اختیار موساد می‌‌گذارند تا در هر کشوری که زندگی‌ می‌‌کنند یا کار را بر عوامل آن آسان کنند یا خودشان دست به عمل بزنند و سال‌هاست که بسیاری از ترور‌ها و خرابکار‌ی‌های موساد با همکاری همین صایان‌ها انجام می‌‌شود.

در واقع داوطلب‌های ایدئولوژیک موسادند.

در ایران، هم یهودی هست و هم آدم‌هایی‌ که ممکن است به خاطر پول تن به خیانت بدهند ولی‌ گمان من این است که یهودی‌های ایران بیشترشان زندگی‌ در ایران را پذیرفته‌ا‌ند و آزادی عمل دینی هم دارند و در مجلس اسلامی هم نماینده دارند و خلاصه آنها تن به چنین ریسک سنگینی‌ نمی‌‌دهند.

می‌ ماند دو گروه دیگر: مزدورانی در حکومت اسلامی در قدرت(سپاه و رده‌های بالا‌ی علمی‌-نظامی)یا کسانی‌ در حکومت اسلامی آرزومند قدرت: مجاهدین که دهه‌هاست دارند با اسرائیل همکاری امنیتی و حتی عملیاتی می‌‌کنند.

حدس من این است که که اینها هم در سپاه نفوذی دارند و هم از مجاهدین برای عملیات درون‌مرزی بهره می‌‌برند.

جنگ ایران و اسرائیل از قدس و کربلا گذشته.

آنها کربلا را مدت‌هاست که گرفته‌ا‌ند در لب مرز‌های قدس هم نیرو کاشته‌ا‌ند.

سوریه را هم با همکاری روسیه و حزب‌الله از چنگ القأعده و داعش(همان پراکسی‌های آمریکا و اسرائیل)در آوردند.

اسرائیل پیوسته در سوریه آنها را بمباران می‌‌کند ولی‌ آنها چندان هم دم دست نیستند و جای پا باز کرده‌ا‌ند.

کشته می‌‌دهند ولی‌ دارند ریشه می‌‌زنند.

بسیار درست است: آمریکا و اسرائیل، به هیچ چیز کمتر از تسلیم مطلق جیم‌الف خرسند نیستند.

جیم‌الف اره به قین شده است و راه پس و پیشی‌ برایش نمانده مگر اینکه بزند به سیم آخر!

قربانی اصلی‌ همه این کثافت‌کار‌ی چهل و چند ساله مردم ایران و منطقه است ولی‌ حدس من این است که اسرائیل پیروز نهایی این جنگ نیست.

اسرائیل ترور و کشتار و تجاوز را از حد گذارنده ولی‌ جهان هم همان جهان گریان از ذکر مصیبت هولوکاست نیست.

جیم‌الف می‌‌خواهد با تحمل خواری و هر بدبختی دیگر، این پنجاه و چند روز بازمانده ترامپ را پشت سر بگذارد.

پنجاه و پنج روزی که احتمالا جهان را تکان خواهد داد یا تکان جهان را خنثا خواهد کرد.

حتی اگر با بایدن هم طرف شوند جیم‌الف راهی‌ ندارد.

رژیم ممکن است دست به یک تصفیه و حذف امنیتی شدیدی بزند و اگر نزند امکان ترور خود خامنه‌ای هم هست!

احتمال رفتن به طرف ساخت بمب و افتادن در مسیر کره شمالی برای ایران هیچ کم نیست!

خلاصه‌ ای جگر مرموز،

از هر طرف که رفتم جز وحشت‌ام نیفزود

مرا ب

  مرا برده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا مرده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا نصفه‌نیمه خورده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم نگاه کن! برده‌مرده‌نصفه‌نیمه‌خو...