آنقدر جیغ میشوی
آنقدر گیج میکشی
آنقدر سوت میکنی
آنقدر سکوت میزنی
آنقدر بی قدر
شنهای کوچه
بیابانِ کوچا
کودکانِ تشنهِ شناور
در زمزمهِ ملکطاووس
سوارِ سراب است این کشتیِ کنیزان
این بهشتِ سرب و سوراخ
عرشِ دعای داعش است
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر