۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

ف‌‌‌ از اصله گرفته


ف‌‌‌ از اصله گرفته
فا از صله گرفته
فا‌ص از له‌ گرفته
فاصل از ه گرفته
گر گرفته
گرگ رفته تا تهِ رفتن
با چشمی از زوزه
چشمی از
استخوان‌قروچه رفته!

۲ نظر:

  1. حسین جان به تعبیر این حقیراینهم از آن سهل و ممتنعات ات است. تا چندین و چندبار نخواندم حسابی گُر نگرفتم! جالب اینجاست که واژه های برساخته ی تو مانند فاص و دندان قروچه اصلن غریبی نکردند.
    دم ات همچنان تووپ
    این دف و کمانچه با صداهایی جوان را همزمان با خواندن مکرر شعرت گوش میدادم. که از فاصله می گویند.
    چه کارها که نمی کند این کسالت فاصله!
    https://www.youtube.com/watch?v=Cr66VvyalDY

    پاسخحذف
  2. به‌به! درود‌ها بر یگانه نظرعلی‌شاهِ جوش، اژدر‌همایونِ والا!

    دندان‌قروچه وجود داشته استخوان‌قروچه را من ساخته‌ام!

    کسالتِ فاصله؟ ها‌ها ها ها...کس‌آلتِ فاصله!

    به آن موسیقی‌ ویژه هم گوش خواهم کرد!

    خلاصه به فدایت بسیار!

    پاسخحذف

دیو شدم د

    دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیو‌چه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...