برداشتم زخمی از تن
بر تنی از زخم
گذاشتم
کله
پا بر کله
از پلکانی از کله
بالا رفتم
بالا رفتم
بالای کلهمنار
از ریختام
ریختم
ریختم
گریختم
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
آوردهاند که هر روز میرفت پای کوه، در گوشهای از آن، جایی را به چشم میگرفت و روی سنگِ درخشان، کسی ذغالی میکشید و در آن فرو میکرد و چنان پس و پیش میشد که کوه میجنبید آنگاه میایستاد تا کوه به دلخواهِ خودش کس بدهد و نعره و دود و گدازه از سرش برخیزد و روزِ دیگر که باز میگشت کوهکی کنارِ مادرکوه به او سلام کرده میگفت: بابا! من بستنی میخوام! پفک نمکی میخوام! پپسی کولا میخوام!
پاسخ دادنحذفhttp://www.iran-ghalam.net/1395/03/12/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%AC-%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%88-%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D9%81%D9%86%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4/?print=1
پاسخ دادنحذفدیوانه از مهماناش پرسید : اگر عصببگسلد دیو چه میشود؟ آدمیانه؟
پاسخ دادنحذفدیو زیر لب گفت: این خانه جای من نیست!
http://www.bbc.com/persian/iran/2016/06/160611_l13_shah_betrayed
پاسخ دادنحذف