آنقدر تا نگاهام کند
به آوردهاش نگاه میکنم
با سرِ برگشته میروم
آنقدر تا دیوارِ افسوده
با سرِ دیو
آنقدر تا دیوارِ افسوده
با سرِ دیو
راه بیفتد دنبالام
دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیوچه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر