هوای مه
برقِ تیرهتیزِ توییتها
قمههای دم به بازدم نهانآشکار
ششها همه قمه می کشند
قمهها طلبکارِ نفسکشاند
دستهها تا دسته در سینهها همه
بنیجرحِ یک پیکریم
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر