تاریک را ورق
هر چه بیشتر میزنم
به تاریکی بیشتر میرسم
اینجا شب پایانِ سپید را خورده
سیهمار رفته توی خود
دفترِ زندهِ پوستها
گم
از دهان
تا دم
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر