تاریک را ورق
هر چه بیشتر میزنم
به تاریکی بیشتر میرسم
اینجا شب پایانِ سپید را خورده
سیهمار رفته توی خود
دفترِ زندهِ پوستها
گم
از دهان
تا دم
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر