میخواهم که سی قاطر ببرند این حرف را
نزد پروانه پروانه شوند
پروانه سی قاطر یارِ حرف بود
نه بارِ هفتاد مثنوی
دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیوچه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر