کاش در آن سنتِ مرضیهِ آلمانی، اندکی نقدِ آنتی سمیتیسمِ "دنیای یهودیمسیحیِ صهیونی"علیهِ عربها و همهِ کسانی که به خود جراتِ مخالفت با توتالیتاریسمِ ایدئولوژیکِ صهیونیستها بدهند هم مرسوم بود! میانِ روشنفکرهای ایرانی-آلمانی کسانی هم هستند که هنوز جهان را با دور و نزدیکبینهای پالیتیکالکارکتیسمِ تلقین یا تحمیلشده بر آلمان یا پذیرفتهشده از سوی آن میبینند!(البته ممکن است که تا قرنها بعد هم چوبِ نازیسمِ پیشینیانشان را بخورند!) مثلا آنها هنوز عادت دارند که همه چیز را با همان متر و معیارهای صهیونیستها علیه نازیها ببینند:و به تقلید از آنها که از هر کس که خوششان نیاید به او لقبِ هیتلر می دهندو کشور و ملتاش را به خاک و خون می کشند در آسانگیرانهترین حالت، او را آماجِ دشنامهای شیک به زبانهای غربی می کنند! هنوز از نظرِ آنها تنها و تنها یک قوم در خطرِ انقراضِ پیوسته است و دیگران اشقیایی هستند در خدمتِ این "فتنه"! شعر و ادبیات برای آنها در همان زمان درجا میزند! حتا اگر یک برندهِ نوبلِ ادبیات، اندکی ناپرهیزی کرده و بگوید بالای چشمِ اسرائیل بی آبرویی است فورا همهِ آلمانیهای دزانفکته پالیتیکالکرکت به فرمانِ "پاپِ ادبی"(البته که یکی از فرزندانِ ابراهیمِ بی زمان!)بسیج میشوند و ناگهان پیرمردِ مایهِ بالندگی آلمانیها تبدیل به یک جوانِ اس اسیِ پیشین، یک آنتی سمیتیستِ مادرزاد و یک احمدی نژادِ آلمانی میشود که اگر پوزش نخواهد ممکن است سیتیزنشیپاش هم کنسل شود! خانم سیما راستین اگر زمانی که شوونیستهای صهیونی، ژورنالیستِ بسیار تیز و اندیشمندی چون "کن یبسن" را که اتفاقا بیشتر از ایشان به سنتِ نقدِ ایدئولوژیِ آلمانی پایبند است به جرمِ آنتی سمیتیسم(مخالفت با جنایتهای اسرائیل)از رادیو تلویون آلمان اخراج میکردند اندکی منشِ انتقادی و روشنفکری نشان داده و بر اخراجکنندگانِ او شوریده و از حقِ آن شخص دفاع کرده بود میشد او را ارجمندتر شمرد ولی ایشان و همگنهایش زیرکتر از آن هستند که با اصلِ شوونیسمِ جهانگیر در بیافتند! هنرِ آنها در افتادن با خرده شونیستهای نه سر و نه تهِ پیازِ جهانِ سوم است! این سیما مهنازخانمها و آقایانِ همفکرشان بیش از آنکه واقعا دغدغهِ راستی داشته باشند مهارتِ شنا در"میناستریم" دارند! آنها عمیقا از ورود به آبهای بیگانه میپرهیزند! در همین فیسبوک، خانمآقایانی از دوستانی که دیرتر آشکار شد حتا فرندلیستانبازهای درستی هم نیستند هستند که به خاطرِ بدگلِ پر روی نتانیاهو مرا حذف کردند! به این جور روشنفکرها نمیتوان احترام گذاشت! آلن درشویچ، قانونسالار و دانشمندِ بسیار جدی و معتبری ست که سایهِ درازدستِ خودش و همقبیلههایش روی هاروارد و دیگرِ دانشگاههای آمریکا سنگینی میکند! با اینهمه کم نیستند کسانی که چوبدستیِ سیرسهِ او به تنشان خورده و آنها را از استادانِ دانشگاه تبدیل به شهروندهایی بیکار و بی آیندهِ شغلی کرده! یک نمونهِ "کوچک": نورمن فینکلشتین! آیا میشود به دانشمندِ جدی و معتبری چون درشویچ و همقبیله و همکارِ او ابرهام فکسمن،رئیسِ پیشینِ گشتاپوی روانی-ایدئولوژیکِ صهیونیستها در آمریکا(آنتی دیفمیشنلیگ)که کارِ اصلیاش از کارانداختنِ فکر و سخنِ مخالف با اسرائیل و اندیشهِ دفاع از فلسطینی و عرب بوده و هست احترام گذاشت؟ وقتی چنین کسانی دشنامهای دانشگاهپسند را علیهِ این و آن به کار میبرند باید از نامها دشزدایی کرد! خانم سیما راستین، مرغ خوشخوانِ یک قفسِ آشناست! بیرون از آن قفس آواز از یادش خواهد رفت! اندکی مناقشه در مثل: این دانشمند مرا یادِ دانشمندهای جدی و محترم جیمالف هم میاندازد که بی رژیمِ مربوطهشان کسی آنها را به بازی نخواهد گرفت! کسانی که خود را به یک ایدهِ چندینگانهنما با رواجِ همه جا یکسانِ جهانی الصاق میکنند را نمیتوان پلورالیستهایی ایدهال پنداشت! آیا هرگز میتوان از این جدیهای معتبر انتظار داشت که حکومتِ آلمان را به خاطرِ بخشیدنِ زیردریاییهای اتمی و دیگر سلاحهای هولناک به اسرائیل متهم به شوونیسم و فاشیسم و پرورشِ روحیهِ نازیوارِ جنگیِ نیروبخشِ آپارتاید کنند؟ آیا یک بار از آنها شنیده شد که تنبیهکردنِ ملتهای بیچاره به خاطرِ حکومتهای ناخودیشان بدترین گونهِٔ جنایت در حقِ بشریت است! برژینسکی و مادلن آلبرایت در چشمِ این موجودات اصلا شگفتانگیزی نیستند که به آتشِ جهادکشیدنِ خاور میانه و کشتنِ نیممیلیون کودکِ عراقی از گرسنگی و بی دارویی را برای رسیدن هدفهای خودشان درخورِ اعتنا نمیدانستند! از این بامِ دو هوایه بیزارم!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دیو شدم د
دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیوچه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...

-
به خواهرزادهام وحید رشتهداری شیدا نخستین "عشقِ زندگیِ من" بود! یک عشقِ به راستی گیومهنشین! روزی طرفهای عصر، داشت ا...
-
الان، دوستی، محسن شمس، ویدئویی برایم فرستاد، با چند خط تلخ، مبهوت. دیدم و تنام سیخزار شاخ شد. لینک آن را پایین همین نوشته میگذارم. رف...
-
جریانِ این عشقِ ریشنفکرانِ اسلامیرانیست به موی گندیده چیست؟ آیا این یک فتیشِ نوین است؟ آیا این مو از پیازمو گندیده یا از سیرمو؟ از...
http://www.connexions.org/RedMenace/Docs/RM4-BakuninonMarxRothschild.htm
پاسخحذفhttps://soundcloud.com/bbcpersian/1367a
پاسخحذف