این است خسته
رخ است این
این کارِ خسته رخ است که
روزی ده سال
کوبد چنان به آینه رخ که
پیچد صدای رخِ خسته
در کوه
رخِ خسته
در کوه
نود و نه موجِ
سنگینرخِ
سرخِ خسته
سنگینرخِ
سرخِ خسته
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر