این پتپتها برای خورشید است
که روزی پتپتکنان می افتد توی خود
با عطسهای مهیب
از خود تهی می شود
بله
شمع سحرگهی برای راژمانِ شما
مژدهها دارد
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر