۱۳۹۸ آذر ۱۸, دوشنبه

نه ه

نه هر کون پر تُسی روح الکُدُس بو
نه موی چوک خدا هر حیفِ کس بو
چگل٘ شون دا هزار تخمِ لک وُ حَک
سه نُه هرزه یکی اسطوخودوس بو

پنجلیکی ب

پنجلیکی بگرُم ای کُس گندم چه اَبو!
گُندِ آدم بکشُم سیر بخندُم چه ابو!
بدهم خرمنِ دنیا بخورِن گاو وُ خرون
بِسُزُم سایهِ دین تا نیه رندُم چه ابو!
سازِ "بخشی" بِگِرُم خوی دُهُلِ "مختارو"
بزنُم تا بچَمه سروِ بلندُم چه ابو!
آتشی بُند کَنُم تو حَرَمِ پیرِ لَتِه
دُکُنِ مکّهِ مکّار بِبَندُم چه ابو!
مغزِ ما بو خورشِ سفرهِ اَهریمَنَکُن
سرِ ضحّاک بیه توی کمندُم چه ابو!
بِگِزُم زلزله ماری اَ دل شیخُنَ قُم
سَگُن آزاد کَنُم سِنگ ببندُم چه ابو!
طعمهِ تیغِ تَتَر بو وُ گَجَر خونِ جوون
پا بُبو ای دلِ خون لطفیِ زَندُم چه ابو!
به خدایی که شرنگ ای هَوَسی شیرینه
هجوِ ناکَس بکنه پستهِ کَندُم چه ابو!


عجب آ




عجب آوازِ جون‌سوزی ایه  ای هندِ هندونه
بیار کارتی بدیدین بیچه شاهرخ‌خان دلی‌ خونه
بیار کارتی بزن تو لاوِ یه سیاره ی تخمی
که نادونه که تو فیلمی سر و کونی‌ کدوم سونه
چه باد و برک و توفونی به پایه سر موگون‌بیسر
میونِ باغونِ سوحته چه وقت و جای استونه
کلوته رو خیار یه پرتکالی بار دا گوجه
مپرس‌ای حالِ لیمو که پیاز‌ی سخت مغبونه
چه بو آ زونگِ زیلِ باغبونون‌راهِ یاوِ شو
کجا رو آ دلاله جو که جاش‌پیچوکِ ها‌مونه
هزارون رنگ و بو و چهک و چیهار و چمک‌چابک
غبار و دود و غوغایی ا رندِ چرخِ گردونه
همه وافورون و سیخون و سنگون توی کون‌آغا
که دین و دولتی هندونه یی تو هندِ افیونه
اصولِ جلقِ شیطونه یه جمزوری اسلامی
به جونِ هر چه مست و هر چه دست و هر چه صابونه

۱۳۹۸ آذر ۱۱, دوشنبه

دو ج

دو جشن تند
دو تندر برق‌افسا
با پلک‌های دهانهِ کوه‌آن دم که
می‌ فشاند آتش
هدف‌ام
دفی دو چشم است

گرد آ

گرد آتش همیشه آمده‌ا‌ند گرد
در دست‌ها و دهان‌هایشان
تکه‌های لذیذ خدایی داغ
بخار می‌ کند
جامی‌ از رگ جاودانگی
در میانه می‌‌گردد
چنان شادند که انگار
وعده‌ای دیگر 
خدایی دیگر
خورده‌نوشیده می‌‌شود
بی‌ آنکه کم شود
مویی از میانشان

۱۳۹۸ آذر ۸, جمعه

دیشب د

دیشب در رابطه با باند جایزه نوبل صلح، شیرین عبادی، نایاک، صهیونیست‌های کاتلر‌ی کانادا-مسیح علینژاد-بنیاد توانا، زندانی‌های اصلاح‌طلب یا دختران انقلاب و(آمدن ناگهانی و آسوده آنها به غرب)و وزارت اطلاعات و فرشگرد به چنان آگاهی‌های شومی رسیدم که واقعا ترس برم داشت. ما اصلا نمی‌‌دانیم که چه بلا‌های تازه‌ای و از سوی چه کسانی‌ دارد به سرمان می‌‌آید: طاووس‌های افعی‌درون.
اگر وضع همینطور پیش برود دور نمی‌‌دانم که رضا پهلوی را همان کسانی‌ که شبانه روز بغل‌شان می‌‌کند و با آنها "مبارزه" ترور کنند. فرشگرد پدیده وحشتناک‌کثیف و امنیتی‌یی ست.
الان بسیاری از زندانی‌های شورش اخیر را با حرف‌های آن فرشگردی بیشرف(امیر حسین اعتماد‌ی)، ممکن است اعدام کنند و آب از آب هم تکان نخورد.
او گفته ما جز و کل رهبری میدانی جنبش بنزین را بر عهده داشته‌ایم و رهبر ملی‌‌اش هم رضا پهلوی است.
این یارو دست راست رضا پهلوی است و تا همین چند سال پیش، از اعضا‌ی حزب تحکیم وحدت و بعد انجمن دانش‌آموزان و دانش‌آموختگان لیبرال(نئو‌کان‌های ایرانی‌ و ادامه تحکیم وحدت)بوده است. بسیاری از اینها تا هشتاد و هشت از وردست‌های انتخاباتی موسوی و کروبی بوده‌ا‌ند. از همان‌ها که با کمک کاتلر-عبادی(نئوکان‌های صهیونیست کانادا و امریکا و بنیاد نوبل صلح)همچون ملخ به غرب احضار شدند و ته و توی اپوزیسون رسمی را اشغال کردند.
ممکن است بسیاری از آنها جاسوس‌هایی‌ دو سویه باشند.
دوست دختر همین یارو، مریم شفیع‌پور، از اوین یکراست می‌‌آید تورنتو و می‌‌شود همه کاره سایت فرشگرد و حتا پسوورد آن را عوض می‌‌کند.
ما با یک مافیا‌اپوزیسیون تبهکار رودرروییم که تنها یکی‌ از خرابکاری‌هایش لو رفت: ایران دیس‌اینفو، برای خراب کردن کوشندگان غیر خودی ایرانی‌ در اینترنت، بودجه آنها برای همین "کار کوچک" از سوی وزارت خارجه آمریکا، یک میلیون و دویست هزار دلار بوده که همین هسته از فرشگرد با بنیاد توانا(همان زنک جنگ‌پرست، مریم معمار صادقی) آن را اجرا می‌‌کرده و کار به دادگاه فدرال آمریکا کشیده.
به زودی باید شاهد انفجار‌های زنجیره‌ای هول‌انگیز‌ی باشیم.
بیچاره مردم و جوان‌های جان به لب‌رسیده!

مرا ب

  مرا برده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا مرده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم مرا نصفه‌نیمه خورده‌ا‌ند و من هنوز اینجایم نگاه کن! برده‌مرده‌نصفه‌نیمه‌خو...