۱۳۹۶ شهریور ۹, پنجشنبه

ما معما‌


ما معما‌ی ما‌ر را
از پوستِ بیابان برداشتیم
گذاشتیم
روی معماریِ با‌د
مامای ماهی‌ِ سراب شدیم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

چنان ن

چنان نادان‌ام که  عارف  تعارف می‌‌کند بفرما  دانه یخ  کرد! چنان می‌‌رویم انگار فصل‌ها پیش مرده‌ام!