۱۳۹۵ مرداد ۸, جمعه

بارانی از روزها


به متین طوایف


بارانی از روزها هم این باغِ تاریک را
نور‌یاری نکرد
توفانِ بزرگِ روزگار
غرقِ اینجا شد
اینجا هر شاخه‌ای غرقِ میوه است
هر میوه‌ای شبی غرقِ خود
که می‌‌رسد
می‌ افتد
روی تلی از شب

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دیو شدم د

    دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیو‌چه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...