به متین طوایف
بارانی از روزها هم این باغِ تاریک را
نوریاری نکرد
توفانِ بزرگِ روزگار
غرقِ اینجا شد
اینجا هر شاخهای غرقِ میوه است
هر میوهای شبی غرقِ خود
که میرسد
می افتد
روی تلی از شب
به هر چه پرداختم پر باختم مگر به پرواز پر ساختم از رویا بال زدم پریدم از خواب @sharangestaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر