به متین طوایف
بارانی از روزها هم این باغِ تاریک را
نوریاری نکرد
توفانِ بزرگِ روزگار
غرقِ اینجا شد
اینجا هر شاخهای غرقِ میوه است
هر میوهای شبی غرقِ خود
که میرسد
می افتد
روی تلی از شب
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر