به محمدباقر صمیمی
خدایان به مورچهها نگاه میکنند
مورچهها نگاه را تکهتکه
به سوراخِ پرستشگاه میبرند
می خورند
در تاریکیِ ناب
به هم نگاه میشوند!
به هم نگاه میشوند!
مرا بردهاند و من هنوز اینجایم مرا مردهاند و من هنوز اینجایم مرا نصفهنیمه خوردهاند و من هنوز اینجایم نگاه کن! بردهمردهنصفهنیمهخو...
چگونه سپاس خویش تقدیم دارم . از این همه مهر------------ محمد باقر صمیمی
پاسخ دادنحذفقابلِ تو را نداشتای دوستام صمیمی!
پاسخ دادنحذفمدتها بود که در لیست بودی!
رویت را میبوسم!