تا تاریخریخته
ریخته سرد
ریختهِ سرد
ریخت ببندد
بستهِ ریخت
راهیِ بازار شود
کعبهِ شهریور از
کالبد
گریخته
کالبد
گریخته
دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیوچه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...
http://sharangestaan.blogspot.ca/2011/09/blog-post_06.html
پاسخحذف