سامانتا پاور!
سامانتا پااااور!
دوباره صدا کابوس زد!
باز غرقِ عرق شدم بیدار
از خر و پفِ کیرم!
از خر و پفِ کیرم!
دیو شدم دیو که دیوانه نگردم رودِ دد و دیوچه را خانه نگردم خیره شدم خیره که آیینه ببیند چهرهِ بیگانه و باگانه نگردم محو شدم محوِ تو و بو...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر